جستجو

تماس با ما

جهت تماس با نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور دانشجویان ایرانی خارج از کشور از شماره تلفن های زیر استفاده نمایید :

 

021-66977001
021-66977002
021-66467700

درباره نهاد




براساس دستور رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت ا... خامنه‌اي مدظله‌العالي در تاريخ 1385/4/7 براي تحقق اهداف مقدس جمهوري اسلامي در حوزه دانشجويان و استادان ايراني خارج از كشور، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در اموردانشجويان ايراني خارج از كشور تشكيل شد.

هر چند قبل از اين رهبر معظم انقلاب اسلامي دو نفر از صاحبنظران را به عنوان نماينده خود در امور دانشجويان ايراني اروپا و آمريكا و امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه منصوب و سالهاي متمادي با دانشجويان از نزديك ارتباط داشته‌اند اما به دليل ضرورت سياستگذاري واحد، و پيگيري نظامند مسائل دانشجويان و بالا بودن حجم امور اجرايي اين مجموعه تشكيل شد كه برخي از اهداف آن به شرح ذيل مي‌باشد:

1-    توسعه و تعميق آگاهي‌ها و علائق اسلامي دانشجويان و تبيين ارزش‌هاي اسلامي.

2-    ايجاد و گسترش فضاي معنوي و اسلامي در بين دانشجويان و رشد فضائل اخلاقي.

3-    افزايش دانش و بينش سياسي در ميان دانشجويان.

4-    حمايت و هدايت فكري تشكلهاي اسلامي دانشجويي.

5-    پاسخ به شبهات و تقويت باورهاي ديني دانشجويان.

6-    فراهم نمودن زمينه‌هاي ارتباط علمي روحانيون با دانشجويان.

7-    افزايش تعلقات ملي و انقلابي دانشجويان.


اركان نهاد

عاليترين ركن نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور شوراي سياستگذاري نهاد است كه مهمترين وظيفه آن تصويب سياستها و خط مشي‌هاي ستاد و نظارت بر حسن اجراي مصوبات شورا مي‌باشد و اعضاي آن عبارتند از:

1-    معاون ارتباطات بين‌الملل دفتر مقام معظم رهبري (رئيس شورا)

2-    نمايندگان ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور

3-    رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

4-    رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاههاي كشور

5-    رئيس بنياد ملي نخبگان

6-   رئيس سازمان ملي جوانان

7-    دو نفر از شخصيت‌هاي برجسته و آشنا به مسائل دانشجويان خارج از كشور.

دومين و محوري‌ترين ركن نهاد، نمايندگان ولي فقيه هستند كه در حال حاضر حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر اژه‌اي نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني اروپا و حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي نظام‌زاده، نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه حضور دارند.

سومين ركن نهاد كه به عبارتي ركن تشكيلاتي، اجرايي نهاد مي باشد، دبيرخانه نمايندگي مقام معظم رهبري است، كه با هدايت نمايندگان مقام معظم رهبري وظيفه اجرايي كردن مصوبات شوراي سياستگزاري نهاد را بعهده دارد و توسط رئيس شورا منصوب مي‌شود. نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري داراي دو معاونت فرهنگي اجتماعي و پژوهشي اطلاع رساني است.


وظايف معاونت فرهنگي اجتماعي

1-    كمك به برگزاري همايش‌هاي فرهنگي و علمي

2-    اعزام سخنران براي جلسات و مناسبات

3-    اعزام مبلغ براي مناسبت‌هاي اسلامي و ملي.

4-    حمايت مادي و معنوي از فعاليت‌هاي تشكل‌ها و انجمن‌هاي علمي دانشجويي.

5-    شناسايي دانشجويان متدين و فعال فرهنگي و كمك به تحصيل آنان در خارج از كشور.

6-    تداوم ارتباط و حمايت از دانشجويان فارغ‌التحصيل جهت استفاده بهينه از تخصص آنان در كشور.

7-   ايجاد زمينه مشاركت دانشجويان در برنامه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي سراسري دانشجويان از قبيل جشن‌هاي ازدواج دانشجويي، عمره دانشجويي، مسابقات قرآن و نهج‌البلاغه و ...

8-    زمينه سازي ارتباط دانشجويان جهان اسلام.

9-     برگزاري اردوهاي فرهنگي، سياسي و علمي براي دانشجويان و خانواده آنان.

10-   زمينه‌ سازي براي دانشجويان داراي انگيزه ديني براي انجام فعاليت‌هاي اسلامي

11-   ايجاد بسترهاي مناسب براي افزايش تعلقات ملي و انقلابي و روحيه خدمت به كشور.



وظايف معاونت پژوهشي و اطلاع رساني

1-    راه اندازي پايگاه اطلاع رساني ويژه دانشجويان ايراني خارج از كشور.

2-    راه اندازي نشريه ويژه دانشجويان خارج از كشور

3-    برگزاري همايش‌هاي تخصصي متناسب با نيازها با مشاركت دانشجويان.

4-    پاسخ به سوالات دانشجويان و ارايه مشاوره در زمينه‌هاي فرهنگي-سياسي- اعتقادي با استفاده از ابزارهاي مناسب از قبيل درج پاسخ در پايگاه اطلاع رساني با سيستم پاسخگويي آف/آن لاين، انتشار كتابچه‌هاي ويژه پرسش و پاسخ و ...

5-    انجام مطالعات استراتژيك، بنيادي، نياز سنجي و نگرش سنجي جامعه دانشجويي خارج از كشور

6-    انجام پژوهش‌هاي لازم و تامين محتوا براي فعاليت‌هاي تبليغي دانشجويان در خارج از كشور.

7-    شناسايي و تقدير و جذب دانشجويان نخبه خارج از كشور.

8-    بررسي اوضاع فرهنگي- اعتقادي و سياسي دانشجويان خارج از كشور.

9-    اطلاع رساني پيرامون پيشرفت‌هاي علمي كشور به دانشجويان خارج از كشور.

پایان قاجاریه با کودتای سوم اسفند 1299؛ شروع شوم00 نظر

پایان قاجاریه با کودتای سوم اسفند  1299؛ شروع شوم
کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ کودتایی نظامی بود که توسط رضاخان و هم‌دستی سید ضیاءالدین طباطبائی و با برنامه‌‌ریزی افسر انگلیسی «آیرون ساید» اجرا شد. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که انگلیسی‌ها نقشی در طراحی کودتا یا آنچه بعدا رهبران می‌باست انجام می‌دادند نداشتند. اما برخی منابع می‌گویند 23 روز پیش از آغاز کودتا ...

 

 

24 اسفند ۱۲۵۶ هجری خورشیدی در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران کودکی به دنیا آمد که سال‌ها بعد به قاجاریه پایان داد. روز سوم اسفند ۱۲۹۹ رضاخان میرپنج، فرمانده تیپ همدان با همکاری سیدضیاء‌الدین طباطبایی، مدیر روزنامه رعد علیه دولت سپهدار رشتی، نخست‌وزیر احمدشاه قاجار کودتا کرد و زمینه سقوط سلسله قاجار و تاسیس حکومت پهلوی را فراهم آورد.                                                        

 

کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ کودتایی نظامی بود که توسط رضاخان و هم‌دستی سید ضیاءالدین طباطبائی و با برنامه‌ریزی افسر انگلیسی «آیرون ساید» اجرا شد. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که انگلیسی‌ها نقشی در طراحی کودتا یا آنچه بعدا رهبران می‌باست انجام می‌دادند نداشتند. اما برخی منابع می‌گویند 23 روز پیش از آغاز کودتا رضا شاه پهلوی(در آن زمان رضاخان سردار سپه) با ادموند آیرونساید ملاقات کرد، که در این دیدار آیرون ساید به رضاخان گفته بود اگر شما قدرت را در دست بگیرید ما مخالفتی نداریم. در نتیجه مذاکرات و هماهنگی‌های به عمل آمده بین سید ضیاءالدین طباطبائی و رضاشاه پهلوی در روز 3 اسفند، قوای قزاق وارد تهران شده و ادارات دولتی و مراکز نظامی را اشغال کردند. نزدیک به صد تن از رجال سیاسی و افراد سرشناس دستگیر و بازداشت شدند. احمد شاه قاجار و محمد حسن میرزا(ولیعهد) به کاخ فرح آباد گریختند، و سپهدار رشتی(نخست وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. نتیجه کودتا رئیس الوزرایی سید ضیاءالدین و وزیر جنگ شدن ماژور مسعود خان کیهان و سپس خود رضاخان بود.

طی جنگ جهانی اول همزمان با حکومت احمد شاه قاجار دولت مشروطه ایران ضعیف‌ترین دوران خود را می‌گذراند. ایران از جوانب گوناگون اوضاعی آشفته و نابسامان و متزلزل داشت. بحران فزاینده اقتصادی، وضعیت ناپایدار سیاسی و مداخلات مهارگسیخته‌ی قدرت‌های خارجی ایران را تا آستانه یک کشور ورشکسته و وابسته پیش برده بود. علی‌رغم اعلام بی‌طرفی دولت ایران نیروهای متخاصم از شمال و جنوب وارد ایران شدند. بر اثر اشغال ایران توسط دولت بریتانیا و خرید آذوقه مردم ایران توسط ارتش اشغالگر و شروع قحطی بزرگ ایران بین سال‌های 1296-1298 بخش بزرگی از مردم ایران به کام مرگ فرو رفتند. سپاه روسیه تا دروازه‌های تهران پیشروی کرد اما از منقرض کردن دولت قاجار منصرف شد. غرب کشور را سپاه عثمانی اشغال کرده بود. در جنوب مردم محلی در چند نوبت با متجاوزان درگیر شده بودند که ازمهمترین این نبردها می‌توان نبرد تنگستانی‌ها را نام برد. دولت در خارج از پایتخت نفوذی نداشت. پلیس جنوب با همکاری قشون هندی‌ها زیر نظر بریتانیا بر جنوب حکمرانی می‌کرد. در آذربایجان اسماعیل آقا سیمینتو شورش کرده بود. لرهای شورشی لرستان را تحت کنترل داشتند. در خوزستان شیخ خزعل حکومت می‌کرد.کرمان و بلوچستان تحت نفوذ بلوچ‌ها بود و امیر موید در مازندران قدرت را به دست گرفته بود. این اوضاع آشفته زمینه را برای مداخله‌ی بریتانیا و تصمیمات فوری برای چینش قدرت مهیا کرده بود. در اواخر سال 1920 میلادی انگلستان تصمیم گرفت به خاطر مخارج زیاد نیروهایش را از شمال ایران اخراج کند، به همین مناسبت ژنرال آیرونساید فرمانده نیروهای متفقین در شمال روسیه به ایران آمد تا بر این نقل و انتقال نظارت کند. ورود آیرونساید مصادف شد با شکست نیروهای قزاق از جنگلی‌ها و عقب‌نشینی آنها به منطقه آقا بابا در شمال قزوین. رضاخان در این زمان از افسران ارشد قوای قزاق بود. این قوا تحت فرماندهی افسران روسی و در راس آنان «استاروسلسکی» قرار داشت. نورمن وزیر مختار انگلیس در ایران به اشاره آیرونساید احمد شاه را قانع کرد که افسران روس را از ایران اخراج کند و به جای آنان سردار همایون، یک افسر ضعیف را به فرماندهی قوای قزاق بگمارد. با ورود آیرونساید به ایران و اخراج روس‌ها روزی آیرونساید همه فرماندهان ایرانی راجمع می‌کند و به کمک مترجم به آنان می‌فهماند که همه باید خلع سلاح گردند. در حالی که همه فرماندهان از صلابت این دستور سکوت اختیار کرده بودند، رضاخان با صدای رسا یاد‌آوری می‌کند که آنان تنها تحت امر پادشاهانشان هستند و تاکید کرد که فرماندهان هرگز این دستور را از یک افسرانگلیسی اجرا نخواهند کرد. با این شناخت آیرونساید رضاخان را به فرماندهی نیروهای قزاق منصوب می‌کند و همین فرماندهی سرآغاز شروع و طراحی کودتا بین رضاخان و آیرونساید شد. ملاقات نهایی میان رضاخان و آیرونساید در 23 دی ماه در گراند هتل قزوین برگزار شد، از میان همقطاران رضاخان تنها باقرخان مویان از این ملاقلات با خبر شد و از انگلیسی‌ها کلنل هنری اسمایت. عوامل اصلی کودتا جمعا پنج نفر بودند، این پنج نفر عبارت بودند از؛ سید ضیاء الدین طباطبائی، رضاخان میر پنج، سرگرد مسعود خان کیهان، سرهنگ احمد میر احمدی و سروان کاظم خان سیاح. بخش سیاسی این گروه را سید ضیاء اداره می‌کرد و مابقی افراد بدنه‌ی نظامی کودتا را تشکیل می‌دادند.گفته می‌شود در آخرین جلسه‌ی مشورتی همگی هم قسم شده و پشت قرآنی را امضا کرده بودند تا بعدها همدیگر را نکشند. میخائیل زیرینسکی کامیابی رضاخان را پی‌آمد اراده و توانایی خود او و همراه بودن شرایط داخلی و خارجی می‌شمارد و انگیزه‌های او را وطن‌پرستی و منافع شخصی می‌داند. هارولد نیکلسون نماینده سیاسی بعدی در تهران، سیاست ستایشگرانه‌ی لورین نسبت به رضاشاه را نکوهش می‌کرد و رضاشاه را از توانایی فکری و اخلاقی برای احراز مقامات عالی بی‌بهره می‌دانست. رابرت کلایو، جانشین نیکلسون نیز نظریاتی مشابه او داشت.

در پایان سال ۱۳۰۶ سفارت بریتانیا در تهران به این نتیجه رسیده بود که رضاشاه هزار بار از احمدشاه بدتر است. در سال ۱۳۱۱ در آستانه درگیری ایران و انگلستان، وزارت خارجه بریتانیا رضاشاه را(که قرارداد نفت را به درون آتش شومینه انداخته بود) یک «وحشی» خواند و سال بعد یک «دیوانه‌ی خون‌آشام». به گفته یحیی دولت‌آبادی، رضاشاه در یک مهمانی خصوصی در حضور او و مصدق گفته بود: «مرا انگلیسی‌ها روی کار آوردند، ولی وقتی روی کار آمدم به وطنم خدمت کردم».

از شب جمعه سی‌ام بهمن، اجازه‌ی حرکت افراد عادی به سمت تهران به دلایل امنیتی سلب گردید. دو هزار نفر از قوای قزاق و یکصد نفر ژاندارم به فرماندهی احمد میراحمدی وارد تهران گردیدند. صبح روز یکشنبه رژه‌ی پیاده‌نظام برگزار شد و پنجاه نفر قزاق برای جلوگیری از فرار احتمالی شاه به جنوب، به سمت کهریزک حرکت کردند، مابقی قوای قزاق در ساعت سه بعدازظهر به سوی شاه آباد و مهرآباد حرکت کردند و در کرج تنها یکصد قزاق و یکصد ژاندارم برای اسکورت سیدضیاء باقی‌ماندند. یک ساعت بعد فرماندهان قبلی قزاق‌ها برای منصرف کردن قوای قزاق وارد اردو می‌شوند، ولی موفقیتی حاصل نمی‌کنند. خانواده سربازان قزاق که از ورود فرزندان خود به حومه‌ی شهر مطلع شده‌اند برای استقبال به مهرآباد می‌روند، درساعت هفت و نیم عصر نمایندگان شاه(معین الملک)، نخست‌وزیر(ادیب‌السلطنه سمیعی) وسفارت انگلستان (کلنل هایک و کلنل هادسون) برای مذاکره به مهرآباد می‌رسند که به سردی از ایشان استقبال شده و مدت یک ساعت در اتاقی شبیه به طویله منتظر دیدار با سیدضیاء و رضا خان می‌شوند و عملا تحت‌الحفظ نگهداری می‌شوند. ساعت ۹ شب نیروها به سمت محل‌های از پیش تعیین شده در سطح شهر حرکت کرده و هم‌زمان رضاخان با نمایندگان مذکور ملاقات می‌کند. نمایندگان، دستورشاه مبنی بر توقف قوا را در مهرآباد به رضاخان ابلاغ می‌کنند، ولی شیپور حمله هم‌زمان نواخته می‌شود وتقاضای آنان بی‌اثر باقی می‌ماند. پیشقراولان بریگاد مرکزی تحت فرماندهی سرتیپ شهاب، جلوی دروازه شهرنو (دروازه قزوین) به رضاخان اخطار می‌کنند که در آماده باش کامل به سر می‌برند ولی در عمل مقاومتی نمی‌کنند. اندکی بعد قزاقخانه (باغ ملی) به تصرف قزاق‌ها در می‌آید. عبدالحسین میرزا فرمانفرما برای مذاکره وارد می‌شود ولی او نیز موفقیتی به‌دست نمی‌آورد. دویست نفر قزاق به فرماندهی کاظم خان سیاح فرماندهی کلانتری‌های شهر را بر عهده می‌گیرند و این تنها نقطه کودتا بود که به زد و خورد و کشته شدن چند قزاق و پلیس انجامید. چند تیر توپ شلیک شد و کودتا به پایان رسید. پیرو تهدیدات نورمن سفیر انگلستان، احمدشاه در غروب سوم اسفند سرگرم نوشتن احکام جداگانه رضاخان پهلوی و سیدضیاءالدین طباطبایی شد. او احکام را صبح روز بعد انتشار داد. رضاخان به فرماندهی کل قوا منصوب و لقب«سردار سپه»گرفت و سیدضیاءالدین مامور تشکیل کابینه شد. در حکم احمدشاه راجع به سیدضیاء که خطاب به استانداران و فرمانداران سراسر کشور انتشار یافت آمده بود:«حکام ایالات و ولایات در نتیجه غفلت‌کاری و لاقیدی زمامداران دوره گذشته که بی‌تکیلفی عمومی و تزلزل امنیت و آسایش را در مملکت فراهم نموده، ما و تمامی اهالی را از فقدان هیات دولت ثابتی متأثر ساخته بود، مصمم شدیم که با تعیین شخص دقیق و خدمتگزاری که موجبات سعادت مملکت را فراهم نماید، به بحران‌های متوالی خاتمه دهیم. بنابراین به اقتضای استعداد و لیاقتی که در جناب میرزا سیدضیاءالدین سراغ داشتیم عموم خاطر خود را متوجه معزی‌الیه دیده، ایشان را به مقام ریاست وزراء انتخاب و اختیارات تامه برای انجام وظایف خدمت ریاست وزرایی به معزی‌الیه مرحمت فرمودیم. شهر جمادی‌الآخر ۱۳۳۹ احمدشاه.»

رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. پس از کودتا از طرف رضاخان اعلامیه‌ای در ۹ ماده تحت عنوان «حکم می‌کنم» صادر و توسط قزاقان به در و دیوار شهر تهران چسبانده شد. در آستانه کودتا، سیدضیاءالدین طباطبایی فهرستی از اسامی ده‌ها تن از رجال کشور را در اختیار رضاخان میرپنج قرار داد تا بلافاصله پس از انجام کودتا دستگیر و زندانی شوند. بدین ترتیب مدت کوتاهی پس از کودتا و از واپسین ساعات شامگاه چهارم اسفند ۱۲۹۹ دستگیری گروهی از اعیان و اشراف، متنفذین، آزادی‌خواهان و برخی علمای مخالف آغاز شد و در طی حدود شش روز قریب به هفتاد تن از رجال دستگیر و زندانی شدند. درمیان دستگیرشدگان اسامی افرادی چون سیدحسن مدرس، احمد قوام، عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت‌الدوله، عین‌الدوله، وثوق‌السلطنه، سرداررشید، سردارمعتضد، اسعد سهراب‌زاده،سیدمحمد اسلامبولچی، محمدولی خان تنکابنی، سالار لشکر، شیخ محمدحسین یزدی، شیخ محمدحسین استرآبادی، آقاضیاء، سیدمحمد تدین و بسیاری دیگر به چشم می‌خورد. هدف کودتا  آن طور که در اعلامیه‌هایی به مردم وعده داده شده بود «برانداختن ریشه‌ی جنایتکاران خودخواه تن‌پرور داخلی» و«رهانیدن ملت ایران از سلسله‌ی رقیت مشتی دزد و خیانتکا» بود. افرادی که به زعم سید ضیا و رضاخان، در سال‌های پرآشوب پس از انقلاب مشروطه «زمام مهام امور مملکت را به ارث در دست گرفته بودند، مانند زالو خون مردم و ملت را مکیده، ضجه وی را بلند می‌ساختند». اعلامیه سید ضیا و رضاخان که بلافاصله پس از کودتا منتشر شد، در واقع چیزی جز پژواک همین اندیشه‌ها نبود که باور داشت «برای اینکه تمام این اقدامات میسر گردد، باید قبل از هر چیز و مافوق هرگونه اقدامی، مملکت دارای قشونی گردد که دشمنان داخل و خارج را به حساب دعوت نماید و امنیت در محوطه شاهنشاهی ایران حکم فرما گردد.»

اصلاح نظام قضایی، تقسیم اراضی دولت بین دهقانان، لغو کاپیتولاسیون، تأسیس مدارس، راه‌اندازی وسایل حمل و نقل جدید و صد البته لغو قرارداد ۱۹۱۹ ایران و بریتانیا برخی از برنامه‌های مفصلی است که سید ضیاء و رضاخان بلافاصله پس از کودتا اعلام کرده بودند. بسیاری از این ملی‌گرایان و روشنفکران راه حل تمام مشکلات کشور را یک دولت مقتدر نظامی و یک دیکتاتور مصلح می‌دانستند که بتواند چنین تصمیم‌هایی را به جای شاه ناتوان قاجار بگیرد، اما همین شاه به اصطلاح مقتدر بود که سرآغاز رژیم وابسته و شوم پهلوی را نهاد و سال‌ها بعد ایران را دو دستی تقدیم متفقین کرد و توسط آنان تبعید شد.                               

حسن عالی‌پور


 

 

 

مطالب مرتبط

پربازدیدترین

نظرات ( 0 )

نظر شما