جستجو

تماس با ما

جهت تماس با نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور دانشجویان ایرانی خارج از کشور از شماره تلفن های زیر استفاده نمایید :

 

021-66977001
021-66977002
021-66467700

درباره نهاد




براساس دستور رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت ا... خامنه‌اي مدظله‌العالي در تاريخ 1385/4/7 براي تحقق اهداف مقدس جمهوري اسلامي در حوزه دانشجويان و استادان ايراني خارج از كشور، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در اموردانشجويان ايراني خارج از كشور تشكيل شد.

هر چند قبل از اين رهبر معظم انقلاب اسلامي دو نفر از صاحبنظران را به عنوان نماينده خود در امور دانشجويان ايراني اروپا و آمريكا و امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه منصوب و سالهاي متمادي با دانشجويان از نزديك ارتباط داشته‌اند اما به دليل ضرورت سياستگذاري واحد، و پيگيري نظامند مسائل دانشجويان و بالا بودن حجم امور اجرايي اين مجموعه تشكيل شد كه برخي از اهداف آن به شرح ذيل مي‌باشد:

1-    توسعه و تعميق آگاهي‌ها و علائق اسلامي دانشجويان و تبيين ارزش‌هاي اسلامي.

2-    ايجاد و گسترش فضاي معنوي و اسلامي در بين دانشجويان و رشد فضائل اخلاقي.

3-    افزايش دانش و بينش سياسي در ميان دانشجويان.

4-    حمايت و هدايت فكري تشكلهاي اسلامي دانشجويي.

5-    پاسخ به شبهات و تقويت باورهاي ديني دانشجويان.

6-    فراهم نمودن زمينه‌هاي ارتباط علمي روحانيون با دانشجويان.

7-    افزايش تعلقات ملي و انقلابي دانشجويان.


اركان نهاد

عاليترين ركن نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور شوراي سياستگذاري نهاد است كه مهمترين وظيفه آن تصويب سياستها و خط مشي‌هاي ستاد و نظارت بر حسن اجراي مصوبات شورا مي‌باشد و اعضاي آن عبارتند از:

1-    معاون ارتباطات بين‌الملل دفتر مقام معظم رهبري (رئيس شورا)

2-    نمايندگان ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور

3-    رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

4-    رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاههاي كشور

5-    رئيس بنياد ملي نخبگان

6-   رئيس سازمان ملي جوانان

7-    دو نفر از شخصيت‌هاي برجسته و آشنا به مسائل دانشجويان خارج از كشور.

دومين و محوري‌ترين ركن نهاد، نمايندگان ولي فقيه هستند كه در حال حاضر حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر اژه‌اي نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني اروپا و حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي نظام‌زاده، نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه حضور دارند.

سومين ركن نهاد كه به عبارتي ركن تشكيلاتي، اجرايي نهاد مي باشد، دبيرخانه نمايندگي مقام معظم رهبري است، كه با هدايت نمايندگان مقام معظم رهبري وظيفه اجرايي كردن مصوبات شوراي سياستگزاري نهاد را بعهده دارد و توسط رئيس شورا منصوب مي‌شود. نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري داراي دو معاونت فرهنگي اجتماعي و پژوهشي اطلاع رساني است.


وظايف معاونت فرهنگي اجتماعي

1-    كمك به برگزاري همايش‌هاي فرهنگي و علمي

2-    اعزام سخنران براي جلسات و مناسبات

3-    اعزام مبلغ براي مناسبت‌هاي اسلامي و ملي.

4-    حمايت مادي و معنوي از فعاليت‌هاي تشكل‌ها و انجمن‌هاي علمي دانشجويي.

5-    شناسايي دانشجويان متدين و فعال فرهنگي و كمك به تحصيل آنان در خارج از كشور.

6-    تداوم ارتباط و حمايت از دانشجويان فارغ‌التحصيل جهت استفاده بهينه از تخصص آنان در كشور.

7-   ايجاد زمينه مشاركت دانشجويان در برنامه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي سراسري دانشجويان از قبيل جشن‌هاي ازدواج دانشجويي، عمره دانشجويي، مسابقات قرآن و نهج‌البلاغه و ...

8-    زمينه سازي ارتباط دانشجويان جهان اسلام.

9-     برگزاري اردوهاي فرهنگي، سياسي و علمي براي دانشجويان و خانواده آنان.

10-   زمينه‌ سازي براي دانشجويان داراي انگيزه ديني براي انجام فعاليت‌هاي اسلامي

11-   ايجاد بسترهاي مناسب براي افزايش تعلقات ملي و انقلابي و روحيه خدمت به كشور.



وظايف معاونت پژوهشي و اطلاع رساني

1-    راه اندازي پايگاه اطلاع رساني ويژه دانشجويان ايراني خارج از كشور.

2-    راه اندازي نشريه ويژه دانشجويان خارج از كشور

3-    برگزاري همايش‌هاي تخصصي متناسب با نيازها با مشاركت دانشجويان.

4-    پاسخ به سوالات دانشجويان و ارايه مشاوره در زمينه‌هاي فرهنگي-سياسي- اعتقادي با استفاده از ابزارهاي مناسب از قبيل درج پاسخ در پايگاه اطلاع رساني با سيستم پاسخگويي آف/آن لاين، انتشار كتابچه‌هاي ويژه پرسش و پاسخ و ...

5-    انجام مطالعات استراتژيك، بنيادي، نياز سنجي و نگرش سنجي جامعه دانشجويي خارج از كشور

6-    انجام پژوهش‌هاي لازم و تامين محتوا براي فعاليت‌هاي تبليغي دانشجويان در خارج از كشور.

7-    شناسايي و تقدير و جذب دانشجويان نخبه خارج از كشور.

8-    بررسي اوضاع فرهنگي- اعتقادي و سياسي دانشجويان خارج از كشور.

9-    اطلاع رساني پيرامون پيشرفت‌هاي علمي كشور به دانشجويان خارج از كشور.

هوش مصنوعی؛ مقصد نهایی تکنولوژی00 نظر

هوش مصنوعی؛ مقصد نهایی تکنولوژی
پاسخ به سوال این روزهایمان، چگونه هوش مصنوعی می‌تواند منجر به دومین انقلاب صنعتی شود؟

 

گاهی که تکنولوژی به طرف ما می‌آید، ما را با داشته‌هایش غافلگیر می‌کند؛ ولی در واقع، جنبه‌های زیادی از تکنولوژی وجود دارد که بسیار هم قابل پیش‌بینی‌اند، به همین علت است که سیستم‌های تکنولوژیکی ازهر نوعی، گرایشات، ضرورت‌ها و گرایش‌هایی خاص دارند. این گرایشات دقیقا از طبیعت علم فیزیک نشأت می‌گیرند؛ از شیمی اتصالات، (مدارهای) سوئیچی، الکترون‌ها و ... در واقع این علوم، همواره الگوهایی تکرارشونده می‌سازند و این الگوها، بخش عظیمی از گرایشات و زمینه‌ها را شکل می‌دهند. 
می‌توان به نوعی مثل جاذبه به آن فکر کنید. کوین کلی، به عنوان یک ایده پرداز دیجیتال، می‌گوید: «مسیر قطعی یک قطره باران در حالی که به ته دره می‌بارد قابل پیش بینی نیست اما مسیر کلی آن غیرقابل اجتناب است. تکنولوژی هم دقیقا همین گونه است و توسط الگوهایی شگفت انگیز و غیرقابل اجتناب کنترل می‌شود.» او می‌گوید: در طول ۲۰ سال آینده، میل شدید ما برای ساختن چیزهای باهوش بیشتر می‌شود که تاثیر شگرفی بر روی هر کاری که می‌کنیم، خواهد داشت.”کلی” به منظور پذیرفتن و هدایت توسعه آن، نیاز به درک آن‌ها داریم، به بررسی سه روند در هوش مصنوعی می‌پردازد. می‌توان نتیجه گرفت که این گرایشات و الزامات بالفطره در سیستم‌های تکنولوژیکی، در مقیاس بزرگ، سرنخ‌هایی از مقصد نهایی به ما می‌دهند. خوب در یک مقیاس کلی، ساخت تلفن اجتناب‌ناپذیر بود، ولی موبایل نه. اینترنت اجتناب‌ناپذیر بود، ولی توییتر نه. ما درحال‌حاضر تمایلات و گرایشات زیادی داریم، اما شاید مهم‌ترین این نیازها گرایش به هوشمندسازی هرچه بیش‌تر اشیا است. ادراک‌سازی، یا  همان اعطای درک و شناخت به ماشین‌ها، همان هوش مصنوعی یا AI است که یکی از تأثیرگذارترین تحولات، روندها و پیشرفت‌های جامعه ما در ۲۰ سال آینده را میسر می‎‌سازد؛ و البته که همین حالا هم انجام شده است. همین حالا هم هوش مصنوعی داریم؛ که غالبا، در پشت صحنه فعالیت می‌کند، پشت پرده بیمارستان‌ها (که در تشخیص نتایج اشعه اکس بهتر از پزشک‌های انسانی عمل می‌کند)، دفاتر قانونی( برای بررسی مدارک قانونی بهتر از متخصصان حقوق انسانی ظاهر می‌شود) و حتی هوش مصنوعی عامل پرواز هواپیمایی است که شما را جابه‌جا می‌کند. انسان‌های خلبان فقط ۷ تا ۸ دقیقه پرواز را کنترل می‌کنند و بقیه عملیات پرواز را هوش مصنوعی به عهده دارد، و صدالبته در اسنپ و دیجی کالا هوش مصنوعیست که در پشت‌صحنه، آن پیشنهادها را می‌دهد. والبته مثال محسوس تری نیز داریم:  شکست قهرمان انسانی بازی گو، توسط رقیب هوش مصنوعی‌اش آلفا-گو می‌باشد. اما هوش مصنوعی بیشتر از این چیزهاست. اگر بازی کامپیوتری می‌کنید درواقع با هوش مصنوعی رقابت می‌کنید. اما اخیرا، گوگل به هوش مصنوعی‌اش آموزش داد که نحوه بازی کردن بازی‌های کامپیوتری را فراگیرد. درواقع، آموزش بازی‌های کامپیوتری انجام شده بود، اما آموزش به هوش مصنوعی جهت یادگیری اینکه چگونه آن را بازی کند، قدم بعدی بود. این هوشمندگرایی مصنوعی است. کاری که ما انجام می‌دهیم این است که هوشمندگرایی مصنوعی را هر روز باهوش‌تر می‌کنیم. 
سه جنبه بر این روند کلی وجود دارد که نسبتا ناشناخته مانده‌اند و ما در صورتی قادر به تحلیل این روند خواهیم بود که بتوانیم این سه چیز را خوب بفهمیم. بی‌شک درک این موارد باعث می‌شود که هوش مصنوعی را بهتر پذیرا باشیم زیرا تنها با پذیرفتن است که می‌شود چیزی را هدایت کرد. در واقع می‌توانیم با استقبال از روند کلی، جزئیات را هدایت کنیم. 
اول اینکه: هوش خودمان درک بسیار کمی از اینکه هوش چیست دارد. ما متمایلیم که به هوش از منظر تک بعدی بنگریم، شبیه به صدایی که پیوسته بلند‌تر می‌شود. 
شناخت هوش انسان با مقیاس‌های آی کیو شروع می‌شود. شاید با یک آی کیوی پایین در موش شروع می‌شود، شاید آی کیوی شامپانزه‌ها بیشتر باشد و شاید آی کیوی یک انسان احمق بیشتر از شامپانزه باشد و نهایتا شاید یک انسان معمولی و بعد شاید یک نابغه. بنابراین این واحد هوش، آی کیو، بزرگ و بزرگتر می‌شود؛ وکاملا اشتباه است اگر فکر کنیم که این آی کیو همان هوش نیست ولی به طور کامل معنای هوش انسانی هم نیست. هوش ما ، نه یک صدای پیوسته، بلکه مانند یک سمفونی از نوت‌های مختلف موسیقی است و هر یک از این نوت‌ها در یک ساز مختلفی از شناخت نواخته می‌شوند. 
گونه های زیادی از هوش در ذهن ما وجود دارد. ما استدلال استقرایی داریم، هوش هیجانی، هوش فضایی و  شاید صدها نوع مختلف هوش داریم که باهم در یکجا جمع می‌شوند، و از نظر قدرت و سطح توانایی در افراد مختلف با هم فرق می‌کنند. و البته اگر به هوش ذهنی حیوانات بپردازیم آنها نیز شرایط دیگری دارند؛ سمفونی متفاوت دیگری از نوعی هوش و گاهی آن سازهای یکسان، جزو اشتراکات ما با آن‌هاست. آن‌ها می‌توانند به طور یکسان فکر کنند، اما شاید آرایش آنها متفاوت باشد و شاید در بعضی موارد از ما انسانها بهترند، مثل حافظه بلند مدت در سنجاب که شگفت انگیز است و می‌تواند به یاد بیاورد که کجا دانه‌هایش را پنهان کرده است. اما در موارد دیگر شاید از ما ضعیف تر باشند. 
زمانی که بسراغ ماشینی کردن (هوش) می‌رویم، آنها را به نحو یکسانی مهندسی می‌کنیم، طوری که گونه هوش آنها را از خودمان بهتر کنیم؛ در صورتی که خیلی از آنها به حد ما هم نخواهند رسید و البته احتیاجی هم نیست. در واقع ما خوشه‌های علم مصنوعی را با تنوع بیشتری از شناخت مصنوعی، به هوش مصنوعی اضافه خواهیم کرد.
ماشین حساب در علم حساب از شما باهوش‌تر است، مکان‌یاب در جهت‌یابی فضایی از شما باهوش‌تر است، گوگل و بینگ در زمینه حافظه درازمدت از شما باهوش‌ترند. و ما همه‌ی این گوناگونی‌ها با افکار مختلف را می‌گیریم و آنها را درون چیزی چون خودرو می‌گذاریم. علت اینکه می‌خواهیم آنها را در خودرو جاسازی کنیم این است که می‌خواهیم {تا خودش را براند}، در واقع به این خاطر است که یک خودرو هرگز مثل یک انسان رانندگی نخواهد کرد. ماشینِ خودران، مثل ما فکر نمی‌کند؛ این ویژگی کلی آن است، حواسش پرت نمی‌شود، درباره اینکه گاز را روشن گذاشته یا نه [نگران نمی‌شود] ! ماشین فقط رانندگی می‌کند. در حقیقت ما اینگونه این ماشین ناخودآگاه، فاقد خودآگاهی، را تبلیغ می‌کنیم.
کاری که سعی در انجام آن داریم، این است که گونه های مختلفی از تفکر را بسازیم و فضا را با آنها پر کنیم؛ از انواع ممکن تفکرهای گوناگون. مسلماً هم با مشکلاتی مواجه می‌شویم که آنقدر در علم و تجارت سخت هستند که روش تفکر خود ما به عنوان انسان قادر به حل این مشکلات نخواهد بود. ممکن است به یک برنامه دو-گامی نیاز داشته باشیم، و راه‌حل آن هم اختراع گونه‌های جدید تفکر است؛ تا با استفاده از آن‌ها بتوانیم این مشکلات بزرگ را حل کنیم، مثل (ابهامات) انرژی تاریک یا گرانش کوانتومی. 
کاری که داریم انجام می دهیم ساختن هوش خارجی است؛ که حتی ممکن است به آن به عنوان بیگانه مصنوعی تفکر کنید(از برخی جهات). این مصنوعات به ما کمک خواهند که متفاوت فکر کنیم زیرا تفکر متفاوت، موتور خلاقیت و ثروت یک اقتصاد جدید است. 
جنبه دوم این است که ما از هوش مصنوعی استفاده خواهیم کرد تا اساساً دومین انقلاب صنعتی را رقم بزنیم.
 اولین انقلاب صنعتی براساس این واقعیت بود که ما چیزی اختراع کردیم با عنوان "قدرت مصنوعی" . در طول انقلاب کشاورزی، هر چیزی باید توسط نیروی انسانی یا نیروی حیوانی ساخته می شد و تنها راه انجام کارها در آن زمان بود. بزرگ‌ترین نوآوری در زمان اتقلاب صنعتی، بدست گرفتن نیروی بخار و سوخت های فسیلی بود تا  این قدرت مصنوعی را ایجاد کنیم و بتوانیم هر کاری که می‌خواهیم با آن انجام دهیم.
 امروز وقتی درامتداد بزرگراه رانندگی می‌کنید، شما با تحریک یک سوئیچ به ۲۵۰ اسب فرمان می‌دهید (به عبارتی ۲۵۰ اسب بخار) تا از این قدرت برای پیمایش مسیر موردنظر بهره ببرید. برای ساخت آسمان خراش ها، شهرها، جاده ها، ساختن کارخانه‌هایی که مثل آب خوردن تعداد زیادی صندلی ویخچال تولید کنند و ... چیزی که فراتر از قدرت و توانایی ماست. و این قدرت مصنوعی می‌تواند از طریق شبکه‌ای از سیم‌ها به هر خانه، کارخانه و مزرعه توزیع شود و هر شخص می‌تواند این قدرت مصنوعی را بخرد، تنها با متصل شدن به آن.
 از طرفی این انقلاب منبع خلاقیت هم بود، زیرا یک کشاورز می‌توانست یک تلمبه دستی داشته باشد درصورتی که با اضافه کردن این قدرت مصنوعی یا به عبارتی "الکتریسیته" حال می‌توانند یک تلمبه الکترونیکی داشته باشند. سرانجام با در نظر گرفتن این فرمول در مقیاس هزار و ده هزار برابر این مثال، می‌توان انقلاب صنعتی را به ارمغان آورد. همه چیزهایی که می‌بینم، تمام این پیشرفتی که از آن لذت می‌بریم، همگی از این فرایند نشأت می‌گیرند.
ما همین فرمول را برای هوش مصنوعی پیاده‌سازی خواهیم کرد و این نیروی جدید را در شبکه ها توزیع خواهیم کرد. اکنون شما که یک تلمبه الکتریکی دارید حال می‌توانید به آن (ابزارآلات خود) هوش مصنوعی اضافه کنید و در این صورت شما یک تلمبه هوشمند خواهید داشت. حالا ضرب این فرایند در یک میلیون بار، عامل ایجاد دومین انقلاب صنعتی خواهد بود. یعنی ماشینی که در امتداد بزرگراه می‌رود علاوه بر قدرت ۲۵۰ اسب بخار، هوش (۲۵۰ تا مغز) نیز دارد؛ حال این ماشین خودران است، یک کالا با فواید جدید. هوش مصنوعی در شبکه‌ها (ابری) جریان خواهد یافت همانطور که الکتریسیته جریان پیدا کرد.
پس هر چیزی را که برقی کردیم حالا می‌توانیم هوشمند کنیم. به عقیده «کوین کلی»، فرمول ایجاد ۱۰,۰۰۰ استارت‌آپ بعدی به مراتب راحت‌تر است، به عبارتی شرح عملکرد آن‌ها، شامل گرفتن هرچیزی و اضافه کردن هوش مصنوعی به آن است؛ این فرمولش است، کاری که باید انجام دهیم. نباید فراموش کنیم که این راهیست که دومین انقلاب صنعتی را رقم خواهد زد.
بنابراین جنبه سوم این است که ما به هوش مصنوعی جسم بدهیم و ربات ها را بسازیم. و ربات ها، بات‌هایی (برنامه هایی) خواهند بود که کارهای بسیاری که ما اکنون انجام می‌دهیم، را انجام خواهند داد؛ یک کار متشکل از یکسری وظایف. آنها تعریف دوباره‌ای به شغل‌های ما خواهند داد زیرا آنها قرار است که بخشی از وظایف شغلی ما را به عهده بگیرند. آنها گروه‌ها و دسته‌بندی‌های جدیدی تشکیل خواهند داد، دسته‌ای از وظایف که ما نمی‌دانستیم که به آن‌ها نیاز داریم، مثل اتوماسیون که دسته‌ای از چیزهای جدید که حالا بدون آن‌ها نمی‌توانیم زندگی کنیم در صورتی که تا قبل از آن مشکلی نبود. نکته‌ی قابل توجه دیگر این است که، آنها نسبت به شغل‌هایی که در اختیار می‌گیرند شغلهای بیشتری نیز تولید خواهند کرد، اما مهم این است که وظایفی که به آنها محول می‌کنیم وظایفی هستند که می‌توانند به عنوان بهره‌وری تعریف شوند. شما هر وظیفه‌ای که مشخص کنید، چه دستی باشد چه مفهومی، می‌تواند به عنوان بهره‌وری تلقی شود که به ربات‌ها تعلق دارد. به عبارتی سودمندی به روبات ها تعلق دارد و تنها چیزی که ما انسان‌ها در آن خوب عمل‌می‌کنیم وقت تلف کردن است. ما در چیزهایی که کارآمد نیستند خوب هستیم، مثل علم. علم ذاتا ناکارآمد است؛ براساس یک شکست بعد از شکست دیگر به جلو می‌رود. بر اساس این واقعیت شما آزمایشاتی می‌سازید که کار نمی‌کنند، حال باید پیش بروید و راه‌های دیگر را امتحان کنید و از جوانب دیگر وارد کار شوید، در غیر این صورت شما یاد نمی‌گیرید و بهره‌وری کسب نخواهید کرد. نوآوری در تعریف ناکارآمد است، زیرا ما نمونه‌های اولیه‌ای که می‌سازیم یا چیزهای جدیدی که آزمایش می‌کنیم،کار نمی‌کنند و شکست می‌خورند. اکتشاف ذاتا ناکارآمد است. هنر، روابط انسانی و ... همگی چیزهایی که ما به سمتشان متمایل می‌شویم وکارآمد نیستند. کارآمدی فقط مال ربات‌هاست و ما یاد خواهیم گرفت که چگونه در کنار این هوش مصنوعی کار کنیم. زیرا آنها به گونه‌ای متفاوت از ما فکر می‌کنند. 
زمانی که (هوش مصنوعی) deep blue، قهرمان شطرنج دنیا را شکست داد، مردم فکر کردند که کار شطرنج به پایان رسید. اما معلوم شد که امروز بهترین شطرنج باز دنیا یک هوش مصنوعی نیست و یک انسان هم نیست، بلکه ترکیبی از همکاری یک انسان با هوش مصنوعی است. بهترین تشخیص پزشکی، یک پزشک (انسانی) یا یک هوش مصنوعی نیست بلکه محصول همکاری این دو است. ما با این هوش مصنوعی کار خواهیم کرد و دور نیست آینده‌ای که شما براساس این حقوق خواهید گرفت، که تا چه حد خوب می‌توانید با این ربات‌ها کارکنید. بنابراین سومین جنبه این بود که آنها متفاوت هستند، سودمند هستند، چیزهایی هستند که ما قرارهست با آن‌ها کارکنیم نه برضدشان. ما با آن‌ها کار خواهیم کرد نه بر ضدآن‌ها. 
حالا در پاسخ به این که «آینده ما را به کجا می برد؟»کوین کلی می‌گوید:« احتمالا ۲۵سال آینده، به گذشته‌ی ما و دانش ما از هوش مصنوعی نگاه خواهند کرد و خواهند گفت: "شما هوش مصنوعی نداشتید؛ در واقع، شما حتی اینترنت هم نداشتید، در مقایسه با چیزی که ما در ۲۵ سال آینده خواهیم داشت." هنوز هیچ متخصص هوش مصنوعی‌ای نداریم. پول زیادی صرف آن می‌شود؛ یک بیزینس بزرگ است و خرج زیادی دارد، اما هنوز هیچ متخصصی در مقایسه با چیزی که در ۲۰ سال آینده خواهیم دانست، نیست.»
 خب ما هنوز در ابتدای راه هستیم و شاید در ساعات اولیه آن. در ساعات اولیه اینترنت، در ساعات اولیه آن‌چیزی که خواهد آمد. محبوب‌ترین محصول هوش مصنوعی در ۲۰ سال آینده، که همه از آن استفاده خواهیم کرد، هنوز اختراع نشده است. این به این معناست که ما هنوز عقب مانده نیستیم و فرصتی بزرگ پیشرو داریم. 

برگرفته از کتاب‌های: 
Magic and Loss اثر Virginia Heffernan (پوشش قلمرویی که در آن دنیای دیجیتال به عنوان یک اثر عالی از هنر معرفی می‌شود.)
The Master Algorithm اثر Pedro Domingos (بهترین کتاب تا به امروز درباره هوش مصنوعی)
Machines of Loving Grace اثر John Markoff (تحلیل همه جانبه ربات‌ها)
Superforecasting اثر Philip Tetlock (بررسی این که چرا پیش‌بینی سخت است و چگونه در آن بهتر است.)
Pogues Basics اثر David Pogue (راهنمایی‌های بسیار کاربردی برای تکنولوژی مبتنی بر سوادآموزی)

 

 

 

مطالب مرتبط

پربازدیدترین

نظرات ( 0 )

نظر شما