نود درصد نخبگان ایرانی خارج از کشور می‌خواهند به ایران برگردند

نود درصد نخبگان ایرانی خارج از کشور می‌خواهند به ایران برگردند 00 نظر

محسن صالح کارمند سابق شهرداری اصفهان و مدرس دانشگاه است و هم اکنون دانش‌جوی مقطع دکتری رشته مهندسی عمران دانشگاه «چینگخوا پکن» ( Tsinghua University) است . تحصیلات دوره لیسانس و فوق لیسانس را در دانشگاه اصفهان گذرانده است و پس از آن در دوران سربازی ناظر پروژه‌های عمرانی سپاه بوده است و آن طور که خود می‌گوید: « سپس مشغول کار در شهرداری اصفهان به عنوان مسعول دفتر فنی پروژه ملی میدان امام علی(ع) و ناظر پروژهای شهری اصفهان بودم تا این‌که در یک کنفرانسی با استادی از پکن آشنا شدم و پس از صحبت، صحت سنجی، اعتبار و رنکینک جهانی دانشگاه چینگخوا نهایتا تصمیم گرفتم که به عنوان دانش‌جوی بورسیه به دانشگاه مذکور بروم. دانشگاه چینگخوا بهترین دانشگاه چین و جز سه دانشگاه برتر آسیا و بالاتر از دانشگاه توکیو ژاپن قرار دارد و رنک جهانی دانشگاه بیست و چهار و رنک رشته مهندسی عمران پنجم دنیا می‌باشد. سطح علمی دانشگاه بسیار بالا میباشد,و جدیدا.مسعله تبادلات علمی دانشگاه‌های برتر ایران از جمله دانشگاه شریف با دانشگاه چینگخوا شروع شده است.» با این نخبه‌ی دانشگاهی درباره‌ی مسایل مختلفی هم‌چون کار آفرینی, زندگی در خارج و نحوه‌ی مدیریت چینی‌ها و ... فرصت گفت‌و گو دست داد. آن‌چه در پی می‌آید حاصل این ماجراست.
۱۳۹۶/۰۶/۲۷
برند شهری ایجاد تداعیات عاطفی، ذهنی وروانی با شهر مورد نظر است

برند شهری ایجاد تداعیات عاطفی، ذهنی وروانی با شهر مورد نظر است 00 نظر

مهندس علی کرباسی اهل و ساکن شهر تبریز و اولین دانش آموخته برند شهری ایران از دانشگاه لیون فرانسه است. وی بعد از سالها تحصیل و مطالعه وگذراندن دوره های مختلف علمی و عملی در رشته برند شهری در دانشگاه لیون فرانسه به سرزمین مادری خود برگشته تا نتایج این مطالعات را در شهر تبریز و کشورمان بکار گیرد.
۱۳۹۶/۰۷/۲۹
یک فیلم شریف

یک فیلم شریف 00 نظر

شبیه کاری که مهران مدیری کرد و بعد از ساخت چند فصل دورهمی، یک فیلم کمدی به نام «ساعت 5 عصر» ساخت و از فضایی که در برنامه تلویزیونی‌اش با مخاطب میلیونی ایجاد کرده بود، نهایت استفاده را کرد. این سال‌ها دوران اوج فروش کمدی‌های سخیف سینمایی است. اما فیلم مدیری یک فیلم پرمدعا ولی توخالی است که حتی به اندازه کمدی‌هایی نظیر نهنگ عنبر2 و گشت ارشاد و اکسیدان، در گرفتن خنده از تماشاگران هم موفق نیست.
۱۳۹۶/۰۷/۲۹
فاتح خرمشهر

فاتح خرمشهر 00 نظر

محمود فرزند یک روحانی بود و پسرش را در همان دوران کودکی با قرآن آشنا کرد. محمود در اصفهان دوره ابتدایی را تمام کرد و وارد دبیرستان احمدیه حکیم سنایی این شهر شد؛ در سال 1356 با نمرات عالی مدرک دیپلم خودش را گرفت. در همان دوران دبیرستان بود که به ماهیت طاغوتی رژیم شاهنشاهی پی برد. در مجالس سخنرانی‌ استاد پرورش و آیت الله طاهری شرکت می‌کرد و اطلاعات خودش را در زمینه مسائل سیاسی بالا می‌برد. محمود ارتباط تنگاتنگی با شهید اژه‌ای داشت و فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی را در مسجد شفیعی و همراه با دوستان مسجدی‌اش انجام می‌داد.
۱۳۹۶/۰۷/۲۹
مرثیه‌ای بر جان‌های بیمار خود در ماجرای آزاده نامداری

مرثیه‌ای بر جان‌های بیمار خود در ماجرای آزاده نامداری 00 نظر

درباره‌ی آن‌چه در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های جمعی از خانم آزاده‌ نامداری دیدیم و یا شنیدیم ذکر چند نکته لازم است. اول آن‌که در آیین مسلمانی هیچ کس از خطا و گناه ایمن نیست و این موضوع آن چنان است که حتی در قران نیز بر آن تاکیده شده است. چنان‌که خداوند در سوره یوسف صریحا می‌فرماید؛ که اگر ما او را از گناه باز نمی‌داشتیم چه بسا به گناه آلوده می‌شد. و یا در سخنی از امام سجاد(ع) منقول است که فرمودند:« لولا انکم تذنبون فتستغفرون الله لخلق الله خلقا حتی یذنبوا ثم یستغفروا الله فیغفرالله لهم؛
۱۳۹۶/۰۵/۰۷
مشکل اصلی واشنگتن با ایران

مشکل اصلی واشنگتن با ایران 00 نظر

سید حسن نصرالله: مشکل واشتگتن با ایران بر سر برنامه‌ی هسته‌ای نیست، بلکه خنثی شدن تمامی نقشه‌های آمریکایی- سعودی در منطقه، و شکست‌های پی در پی در عراق، لبنان و سوریه است.
۱۳۹۶/۰۷/۲۹
رویای بربادرفته استقلال کردستان

رویای بربادرفته استقلال کردستان 00 نظر

اقلیم کردستان عراق سرانجام همه‌پرسی استقلال را برگزار کرد و اعلام کرد که اکثریت شرکت کنندگان یعنی کمی بیش از 70 درصد رای به استقلال کردستان داده‎اند. بیایید فرض غیر ممکنی بکنیم و ببینیم اگر تمام کشورها و سازمان ملل، استقلال کردستان را به رسمیت بشناسند، چه نتیجه‌ای برای کشورهای منطقه و جهان خواهد داشت. اقلیم کردستان، منطقه‌ای محصور در بین کشورهای ایران، ترکیه، سوریه و عراق است.
۱۳۹۶/۰۷/۲۹
هم‌شاگردی سلام...

هم‌شاگردی سلام... 00 نظر

«روز اولی که ما را به دبستان بردند، روز خوبی بود. روز شلوغی بود، بچه‌ها بازی می‌کردند، ما بازی می‌کردیم. اتاق ما، کلاس خیلی بزرگی بود، به چشم کودکی من. تعداد بچه‌های کلاس اول زیاد بود، حالا که فکر می‌کنم، سی نفر یا چهل نفر بودیم. روز پر شور و شوقی بود. خاطره بدی از آن روز ندارم. البته چشم من ضعیف بود، ولی کسی نمی‌د‌انست و خود من هم نمی‌دانستم. فقط متوجه بودم که بعضی چیزها را درست نمی‎بینم. سال‌ها گذشت تا این که من خودم متوجه شدم چشم‌هایم ضعیف هستند و شاید حدود سیزده سال داشتم که پدر و مادرم برایم عینک تهیه کردند. لکن در این دوره شروع دبستان، من این مشکل را داشتم و این نقص را تحمل می‌کردم. قیافه معلم را به خوبی نمی‌دیدم، تخته سیاه را که روی آن می‌نوشتند، به درستی نمی‌دیدم. این‌ها در کار تحصیل من مشکلاتی پدید آورده بود. حالا خوشبختانه بچه‌هایی که چشمشان ضعیف است در کودکی شناخته می‌شوند و برایشان عینک می‌گیرند. آن‌وقت در هیچ مدرسه‌ای چنین کارهایی مرسوم نبود. البته این مدرسه ما یک مدرسه غیردولتی و یک مدرسه دینی بود که معلمین و مدیرانش از افراد متدین انتخاب شده بودند. و با برنامه‌هایی اداره می‌شد که اندکی از مدارس معمولی آن زمان دینی‌تر بود...»
۱۳۹۶/۰۷/۰۱